سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
306
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
شنيديد كه وقتى مرا براى ابلاغ سورهء برائت فرستاد فرمود : « صلاحيت ندارد از قول من مطلبى را برساند بجز خودم يا كسى كه از خودم باشد » . شما را به خدا قسم مىدهم آيا اين مطلب را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيديد ؟ گفتند : آرى به خدا قسم ، ما شهادت مىدهيم كه اين مطلب را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن هنگام كه تو را براى سورهء برائت فرستاد شنيديم . حضرت فرمود : رفيق شما ( ابو بكر ) صلاحيت نداشت كه از قول پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نوشتهاى به قدر چهار انگشت را برساند و جز من براى ابلاغ آن صلاحيت پيدا نكرد ! كداميك از اين دو سزاوارتر به مقام و جاى اويند ؟ آنكه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بخصوص نامبرده كه از اوست يا آن كسى كه بخصوص تعيين شده كه از پيامبر نيست « 44 » ؟ سخنى در بارهء « ليبلغ الشاهد الغائب » ( 1 ) طلحه گفت : اين مطلب را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيديم . ولى براى ما بيان كن كه چگونه احدى صلاحيت ندارد مطلبى را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ابلاغ نمايد ، در حالى كه آن حضرت به ما و به ساير مردم فرمود : « ليبلغ الشّاهد منكم الغائب » يعنى حاضرين شما به غائبان اطلاع دهند ؟ و در بيابان عرفه در حجة الوداع فرمود : « خدا رحمت كند كسى كه سخن مرا بشنود و آن را در قلب خود جاى دهد و سپس آن را از قول من برساند . چه بسا كسى كه علمى را حمل مىكند ولى خود نمىفهمد ، و چه بسا كسى كه علمى را براى فهميدهتر از خود حمل مىكند . سه چيز است كه قلب فرد مسلمان در آنها خيانت نمىكند : خالص كردن عمل براى خداوند ، شنوا بودن و اطاعت و خير خواهى براى واليان امر ، و همراهى با اجتماع مسلمانان ، چرا كه دعوت واليان امر همهء مسلمانان را در بر مىگيرد و نيز پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در بيش
--> ( 44 ) به پاورقى 14 در همين حديث مراجعه شود . منظور اين است كه وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : « بايد رسانندهء قول من از خودم باشد و در اين ميان سورهء برائت را از ابو بكر پس گرفت و به امير المؤمنين عليه السّلام داد تا ابلاغ نمايد ، با اين عمل حضرت معلوم شد فردى كه يقينا از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نيست ابو بكر است و فردى كه يقينا از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است امير المؤمنين عليه السّلام است .